قطعهی «اگه بارون بیاد…»
قطعهی کوتاه «اگه بارون بیاد…»
اجرا: صدیقه هنرمند.
ترانهی «ای عشق» از گوگوش.
سال ۵۶ بود. من در بیابان کارگر یا کارمند پروژهای بودم. از رادیو تماس گرفتند. ظاهرا ادارهی روابط عمومی شرکت نفت تصمیم گرفته بود برای صبحهای جمعهی رادیو نفت ملی و در جهت آرامش خاطر کارکنان نفت، برنامه تهیه کنم. چیزی مثل برنامهی رنگینکمان و به زعم ایشان شادتر!
گفتگو شد و به پیشنهاد من که کمی هم سخت بودم و «آرامش خاطر کارکنان نفت» را دقیقا نمیفهمیدم، قرار بر این شد که برنامهای یک ساعته به عنوان نمونه تهیه کنم و بعد تصمیم نهایی گرفته شود.
چه بگویم؟ گروه دوباره جمع شد. حالا دیگر تا حدی راه را پیدا کرده بودیم. حرفهای نبودیم، اما دیگر یاد گرفته بودیم به جای «گردآوری»، خودمان بنویسیم و بیشتر با رنگ و بوی بومی…
نویسندگان برنامه محمد صادقزاده، فتحاله اسماعیلی و علی گلزاده بودند. برنامه تهیه شد و نامش شد «هوای تازه».
اما هرگز روی انتن نرفت که بماند.. که بماند..
من اما نسخهای از آن را نگه داشتم.
پس… شما برای اولین بار این برنامه را میشنوید.